8.10.08



برقص ، گویا کسی تو را نمی بیند. عاشق شو گویی کسی دلت را نشکسته است و زندگی کن گویا اینجا بهشت است .
هه!!
حتما!!
فقط بگو کجاها می چرخی تا بیام جوابت رو بدم..
.
.
دلم می سوزد
دلم می سوزد
دلم می سوزد
تمام روح و تنم آتش است.
اما هیچ کار از دستم بر نیامده و نمی آید و نخواهد آمد.
می سوزم،می سوزی،می سوزد..
همه چیز و همه کس.
.
.
روزی خواهد رسید که ما کبوترانمان را دوباره پرواز خواهیم داد..و آن روز دیر نیست.
دیگر نخواهیم پرسید
ای ساربان،ای کاروان،
امید و آرزوی ما را کجا می بری؟چرا می بری؟به چه جرمی؟به چه گناهی؟
و دیگر آنها نمی گویند
جبر جغرافیائی..
خفه می شوند و در سکوت خاکستر می شوند.
و خدای عزیز
دوستت داریم می دانی.
چون می دانیم هستی.بزرگی.همه صفات خوب را داری و قطعا به ما بعد از تمام شدن این فاجعه پاسخی خوب برای ایجادش خواهی داد.