4.10.08


چه زيبا مي شد اگر
زودتر مي فهميدم كه سقوط چقدر به من نزديك است.
.
.
گیریم که این به ظاهر مانده را نخواهیم اینطور طی کنیم که کردیم.
ولی بدان و آگاه باش
زندگی یه توپ گرده که هزار چرخ می خوره.
.
.
می خندم
می چرخم
هیچ نمی گویم
تا ندانی
غم دل من
خوره های وجود من..
.
.
گاهی برخی از آدمها مرده اند،رسوب کرده اند،شده اند جزئی از روزمرگیها،اینگونه کسی آنها را نمی بیند
حتی به حسابشان هم نمی آورد،گاهی برای کاری ..شاید..
اینگونه فرو رفتن در اعماق عادتها و تکرارها و رفتن به زیر پوست سطحی و عادی زندگی
خیلی رقت انگیزه
حتی خودت گاهی وقتی میای بیرون و از بیرون به خودت نگاه می کنی
یک حس بد و یک حرص و سوزش خاصی می گیردت.
اون موقعس که شروع می کنی به دست و پا زدن
میخوای بیای بیرون
ولی ریت فرو رفتنت بیشتر از خروجته
عین مرداب
عین مرداب
عین مرداب...
.
.
تَرك 1
تَرك 2
تَرك همه.
تَرك همه عادتهاي بد.
شروع 1
شروع 2
شروع همه.
شروع همه چيزهاي به ظاهر راضي كننده.
.
.
بازم مثل هميشه
بازم مثل مثل لعنتي هميشه..
.
.
تو شطرنج از اسب خيلي خوشم مياد
اخه هميشه موقع زمين خوردن آدم رو بلند ميكنه.
هيچوقت كسي حواسش به حركات اسب نيس.
هميشه همه مات ميشن چون فكر ميكردن اسب محدوده.
.
.
احساس اينكه نمي توني هيچ چيز و هيچ كس و هيچ جاي پنهاني داشته باشي مگر به قيمت شكوندن دل آدمها.
.
.
من قهرمان به فنا رفتن های نا منظمم.
.
.
كاش من جاي تو بودم
.
.
در مكاني كه ما نفس ميكشم
آرزوي اشك به شدت دست يافتنيست.
.
.
قدیما
پسركي كه دستش دستكش داره.اسنوكريه.يه سيگار گوشه لبشه.يه زير دستي داره كه گاهي چيزايي مينويسه. تحصیلات میخواد بکنه.
گاهی با يه فنجون قهوه.كافه نادرييه.از ژستاي روشنفكرونه حالش بهم ميخوره.موسيقياش انتخابيه.يه قسمتي از عمرش رو هم تو پمپ بنزينا و پشت ترافيك گذرونده.
دلش آزادي ميخواد .كمي احساس داره....همينا ديگه....
الانا
مردی که تشنه موفقیته و تا حدودی حسرت به دل.
خیلی دوس داره بزنه بره اون دور دورا تا خودش رو پیدا کنه.
خیلی دنبال کشف حقیقته.
اینکه واسه چی اومده؟
می خواد با خداش دوس بشه یا خدا باهاش دوس بشه.
هنوز سیگاریه..کمی تا قسمتی ابری.
دلش می خواد بگه
مرد هم ميتونه خوب باشه
مرد هم ميتونه پناهگاه باشه
مرد هم ميتونه اميد باشه
ميتونه آدم باشه
ميتونه با ارزشتر از همه چيزو همه کس باشه
.
.
باز خواب دويدن توي يه آب كم عمق وقتي كه اون موجودات ريز لاي انگشتاي پام رو قلقلك ميدن.
.
.
بي خيالم بي خيالي بي خيالست رو صرف كن و تموم کن بازی رو.