25.9.08


حق يه سري نوشته هاي من پاک شدن بود..
اونا نوشته هايي بودند که در اثر افکار کودکانه و ابلهانه نوشته شده بودند..
چرا من بايد قضيه اي رو که ميتونه خيلي سپيد هم بشه همش سياه نشون بدم
چرا چشمام رو باز نمي کنم تا دنيا رو از نگاه ديگه اي ببينم
از نگاهي که مثل نگاه برخي فرشته هاست.
فرشته هايي که ملاقاتشون مي تونه گاهي منِ خفته رو بيدار کنه..از غفلت و کوتاهيهاي مکرر..
بايد کليد استارت اين موتور قديمي رو پس بگيرم و روشنش کنم..
.
.
.
سوهَم
سوهَم
سوهَم
سوهَم
سوهَم
سوهَم
سوهَم
سوهَم
سوهَم
سوهَم
سوهَم
سوهَم
سوهَم
سوهَم
سوهَم
سوهَم
سوهَم...